کجا می روی ای مسافر؟!
کجا می روی ای مسافر؟!کجا کجا؟! دل من را هم با خود برده ای. این لحظه دلم می خواهد جای تو باشم.نمی دانی حال من را اما خوب می دانم حالت را. ببین اشکهایم جاری شده.ببین دلم هوایی شده.ضربان قلبم تند تر شد وقتی شنیدم راهی کجا هستی...
آه... آه... چقدردلم می خواهد تنها باشم،جای تو باشم.نگاه کن من را،اندکی صبر کن بگذار خوب نگاهت کنم.چشمهایت را ببینم.تو خوب می دانی به کجا می روی و برای چه می روی.برو که خوب می روی سفر به سلامت.سلام من را هم برسان...
راستی حرم رفتی یاد من هم باش.به امام بگو غریبی هست که آشنایش تو هستی.بگو مریضی هست که طبیبش تو هستی.بگو فرزندی هست که پدرش تو هستی.بگو دستی هست که یاورش تو هستی.سفارش من را هم به امام هشتم (ع) بکن.مسافر به امام بگو بی پناهی هست که پناهش تو هستی.بی چاره ای هست که چاره اش تو هستی.عاشقی هست که عشقش تو هستی. بگو ، بگو ای مسافر که من هم می خواهم به پا بوسی اش بروم...
التماس دعا
نوشته شده توسط بارونی در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 ساعت 22:31 موضوع | لینک ثابت
آرزوی زیارت
اینقد دلم هوای مشهدُ داره
داره ،داره پر می کشه
پر می کشه به آسمون اون حرم
به عطر و بوی اون حرم
به صحنای رنگ و وارنگ
به اون غروبای قشنگ
به گنبد طلایی اش
به آسمون آبی اش
دلم می خواد صبح که می شه
نقّاره که داد می زنه
وارد حرم بشم دست روی سینه بزارم
اجازه؛ وارد بشم؟! گنهکارم،گنهکارم
جای پای کفشای زواراتو دست بکشم
گرد و خاک کفشا رو سرمه چشمام بکشم
دلم داره پر می کشه برای اون زیارتت
برای اون عنایتت برای اون شفاعتت
نوشته شده توسط بارونی در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 ساعت 22:27 موضوع | لینک ثابت
شاید امروز آخرین فرصت برای صحبت کردن با او باشد و باید راهی را پیدا می کردم.هوای فرحبخش بهاری،شکوفه درختان و صدای جیک جیک گنجشکانی که روی درخت گوشه حیاط نشسته بودند همه نشان از یک روز خوب داشتند.روزی که می توانست برای من روز دیگری باشد.کفشهایم را پا کردم و از روی پله های ایوان پایین آمدم...
نوشته شده توسط بارونی در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 ساعت 22:23 موضوع | لینک ثابت
عشق يعني با تو خواندن از جنون
عشق يعني سوختنها از درون،
عشق يعني سوختن تا ساختن ،
عشق يعني عقل و دين را باختن ،
عشق يعني دل تراشيدن ز گل ،
عشق يعني گم شدن در باغ دل ،
عشق يعني تو ملامت کن مرا،
عشق يعني مي ستايم من تو را ،
عشق يعني در پي تو در به در ،
عشق يعني يک بيابان درد سر،
عشق يعني با تو آغاز سفر ،
عشق يعني قلبي آماج خطر،
عشق يعني تو بران از خود مرا ،
عشق يعني باز مي خوانم تو را ،
عشق يعني بگذري از آبرو ،
عشق يعني کلبه هاي آرزو،
عشق يعني با تو گشتن هم کلام،
عشق يعني شاخه اي گل در سبد ،
عشق يعني دل سپردن تا ابد ،
عشق يعني سروهاي سر بلند ،
عشق يعني خارها هم گل کنند،
عشق يعني تو بسوزاني مرا ،
عشق يعني سايه بانم من تو را ،
عشق يعني بشکني قلب مرا ،
عشق يعني مي پرستم من تو را،
عشق يعني آن نخستين حرفها ،
عشق يعني در ميان برفها،
عشق يعني ياد آن روز نخست ،
عشق يعني هر چه در آن ياد توست،
عشق يعني تک درختي در کوير ،
عشق يعني عاشقاني سر به زير،
عشق يعني بگذري از هفت خان ،
عشق يعني آرش و تير و کمان ....
نوشته شده توسط بارونی در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 ساعت 11:58 موضوع | لینک ثابت
برای مشاهده به ادامه مطلب مراجعه کنید.
نوشته شده توسط بارونی در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 ساعت 11:22 موضوع | لینک ثابت
عید آمد و نوروز شد و موسم خنده
ماشین طبیعت زده بازم توی دنده
بر سفره نوروز بنه سبزه و سوسن
این رسم نیاکان بنما تازه و زنده
فرصت اگه کردی به وطن هم تلفن کن
تبریک بگو برهمه از جانب بنده
عیدی بده و ماچ بکن در عوض آن
ماچیدن یاران نبود هیچ زننده
نوشته شده توسط بارونی در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 ساعت 11:12 موضوع | لینک ثابت
كبوتر دلمان را پرواز دهيم به سراي رضا(ع)
با اشك ديده بشوييم خاك پاي زايرا...
شهادت عشقي كه در طوس دلمان جا دارد بر شيفتگانش تسلیت بادا تسلیت بادا...
نوشته شده توسط بارونی در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 ساعت 21:46 موضوع | لینک ثابت
شاید آن روز که سهراب نوشت زندگی باید کرد ...
خبر از دل پر درد گل یاس نداشت...
باید این طور نوشت:
هر گلی هم باشی چه گل پیچک و یاس
زندگی اجباریست..
****************************************************************
دل تو اولین روز بهار...
دل من آخرین جمعه سال...
و چه دورند و نزدیک به هم...
****************************************************************
گل اگر خار نداشت
دل اگر بی غم بود
اگر از بهر پرستو قفسی تنگ نبود
زندگی عشق اسارت قهر آشتی همه بی معنا بود
*********************************************************************
و چه زیباست :

نوشته شده توسط بارونی در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 ساعت 21:30 موضوع | لینک ثابت
......................
................................................
![]()
یه آسمون از گلهای یاس و میخک/یه دریا عشق و اشتیاق و پولک
میخاد بگه ماه رمضان مبارک.....
![]()
نوشته شده توسط بارونی در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 18:47 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

هوای دلم بغض کرده ابریست
آسمان دلم فریاد می زند و های های می گرید
قطره قطره دانه دانه
شیشه هایی که خیس می شوند
ابری که سبک می شود
رنگین کمانی که نقش می بندد
و من تازه شده ام!
فهرست اصلی
دوستان
مريم-خيال ابي
ستاره
سخنگاه
وبلاگ يه سيد با صفا
عسل - مغلوب عشق...
شعر و جک و جمله ی بدرد بخور
يا ابوالفظل(ع)
پرنده كوچك -زري
بي هويت
محيا و پيمان
تشنه احساس
تام (تفكر،ايمان،محبت)
دانشجویان شهرسازی
صبح تاریک
نوشته های پیشین
مهر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
طراح قالب
POWERED BY